قاین فروردین ۹۷
پنج شنبه بعدازظهر رفتیم قاین
ما با خاله فاطمه رفتیم
مامانی با خاله ها و مادربزرگ امدن
بابا مرتضی شب با عزیز اومدن







شب رفتیم بوذرجمهر. خیلی خوش گذشت
زهرا گریه میکرد چون خونه مهدی شلوغ بود برا همین رفتیم مهمانسرا اخر شب و اونجا خوابیدیم
صبح رفتیم خونشون و بعد صرف صبحانه رفتیم روستای کره
بینهایت زیبا بود
خیلی به همه خوش گذشت . جالب اینجا بود بزور بردمشون
اما وقت برگشت هنوز دوست داشتن بمونن

زهرا جونم همینطوری خوابیده عزیزم






سیزده بدر دو سال پیش

ما با خاله فاطمه رفتیم
مامانی با خاله ها و مادربزرگ امدن
بابا مرتضی شب با عزیز اومدن







شب رفتیم بوذرجمهر. خیلی خوش گذشت
زهرا گریه میکرد چون خونه مهدی شلوغ بود برا همین رفتیم مهمانسرا اخر شب و اونجا خوابیدیم
صبح رفتیم خونشون و بعد صرف صبحانه رفتیم روستای کره
بینهایت زیبا بود
خیلی به همه خوش گذشت . جالب اینجا بود بزور بردمشون
اما وقت برگشت هنوز دوست داشتن بمونن

زهرا جونم همینطوری خوابیده عزیزم






سیزده بدر دو سال پیش

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




قاین فروردین ۹۷ 


